ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | ||||
4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 |
11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 |
18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 |
25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 |
... و جهد کن تا ستوده ی خلقان باشی و نگر تا ستوده ی جاهلان نباشی!
گویند : روزی افلاطون نشسته بود. از جمله ی خاص آن شهر مردی به سلام او اندر آمد و بنشست و از هر نوع سخن همی گفت . در میانه ی سخن گفت : " ای حکیم ! امروز فلان مرد را دیدم که سخن تو می گفت و تو را دعا و ثنا همی گفت و می گفت : افلاطون بزرگوار مردی است که هرگز کس چنو نبوده است و نباشد. خواستم که شکر او به تو رسانم." افلاطون چون این سخن بشنید سر فرو برد و بگریست و سخت دلتنگ شد. این مرد گفت : " ای حکیم از من چه رنج آمد تو را چنین تنگدل گشتی؟ " افلاطون گفت : " از تو مرا رنجی نرسید و لکن مرا مصیبتی از این بتر چه بود که جاهلی مرا بستاید و کار من او را پسندیده آید؟ ندانم که کدام کار جاهلانه کردم که به طبع او نزدیک بود که او را خوش آمد و مرا بدان بستود ، تا توبه کنم از آن کار و این غم من از آن است که مگر من هنوز جاهل ام که ستوده ی جاهلان، جاهلان باشند؟
افلاطونه دیگه

الکی که نامدار نمیشن
حالا ما خوش خوشانمونم میشه دعاو ثنامون همی بکردندی
خدا شکر که هیچکی مارو دعا ثنا نمی کنه که بخواهیم مثل افلاطون ناراحت بشیم یا خوشحال بشیم آدمای اطرافمون فقط خودشونو می پرستند وکاری با پرستش دیگران ندارند
وااااااا چرا نکنن ؟

مگه چمـــــــــونه؟
چرا خودتو دسته کم میگیری عسل بانو
عزیزم خودمو دست کم نمی گیرم منظورم فقط یک نفر بود
ما چیزی مون نیست اونا معلوم نیست کجا سیر می کنند
.....................................





....................................
..................................
این نظرو نمیشد برات بنویسم
سانسور شده واست گذاشتم تا بعد حضوری بهت بگم
الهی من فدات شم با نظر سانسور شدت



میگم اگه یکی پیدا بشه هزینه موبایلمونو بده دیگه مجبور نیستیم اینطوری حرف بزنیم من در عذابم
ای خواهــــر مردم پولِ نون ندارن دیگه هزینه موبایل میخوای بدن بهمون

اینم از شانسِ ماست دیگه نسل ِ ما دوتا که سوزید رفت
لبِ دریا بریم آبش خشک میشه زاینده رود نمونش دیگه