ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | ||||
4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 |
11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 |
18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 |
25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 |
در همین حسرت که یک شب راکنارت، مانده ام
در همان پس کوچه ها در انتظارت مانده ام
کوچه اما انتهایش بی کسی بن بست اوست
کوچه ای از بی کسی را بیقرارت مانده ام
مثل دردی مبهم از بیدار بودن خسته ام
در بلنداهای یلدا خسته، زارت مانده ام
در همان یلدا مرا تا صبح،دل زد فال عشق
فال آمد خسته ای از این که یارت مانده ام
فــــــــال تا آمد مرا گفتی که دیگر،مرده دل
وز همان جا تا به امشب، داغدارت مانده ام
خوب می دانم قماری بیش این دنیا نـبود
من ولی در حسرت بُردی،خمارت مانده ام
سرد می آید به چشم مست من چشمت و با
از همین یلدا به عشق آن بهارت مانده ام
یاورم، اگر خوشبختی یک برگ است، من درخت را برایت آرزو می کنم.
اگر امید یک قطره است، من دریا را برایت آرزو میکنم.
اگر دوست و عشق سرمایه است، من قلبی بی کینه را برایت آرزو میکنم.
یلدایت بلند وآرزویت به سمت حقیقت...
امروز یا فردا میام پیشت
اس میدم قبلش حتمآ عزیز
منتظرتم
عزیزم