سلام مگه تو ، هم یوسفی داری که گم شده ؟ هرچه خدا مصلحت بدونه همون میشه ، آمدن یا نیامدن یوسفت .
سلام زویا جان راستش خودمم نمی دونم این یوسف گمگشته رو دارم یا ندارم از گذشته چیزی یادم نمی یاد فقط می دونم دارم گذشته رو با تمام خوبی ها وبدیهاش رها می کنم چون احساس می کنم اگه میخوام چیزهای داشته باشم که تا حال نداشتم باید انسانی باشم که تاحالا نبودم .
ای بابا چکار کنم خارج از چاچوب فکری نمی تونم فکر کنم توکلاس خانم بغل دستیم دستش رنگ بنفش بود بهش گفتم دستت چرا رنگی ؟گفت: که تمشک چیدم من ساده هم باور کردم دیدم داره می خنده با خودم گفتم مگه من باهش شوخی دارم که سر به سرم می زاره جدی میگم اصلا به فصلش فکر نکردم حالا شادی جان شما حرف از دوزاری می زنی
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
یوسفت با یه "ی"میاد انشالله غصه نخور
وووووووووووی باز نگرفتیتو منظورمو؟؟؟؟
نه بابا تو هنگم منظورتو نگرفتم
دوزاری رو بهت اس ام اس میکنم بلکم بیفته
من منتظر اس ام است هستم هنوز که نیفتاد ه برام پر از ابهامه
سلام
مگه تو ، هم یوسفی داری که گم شده ؟ هرچه خدا مصلحت بدونه همون میشه ، آمدن یا نیامدن یوسفت .
سلام زویا جان راستش خودمم نمی دونم این یوسف گمگشته رو دارم یا ندارم
از گذشته چیزی یادم نمی یاد فقط می دونم دارم گذشته رو با تمام خوبی ها وبدیهاش رها می کنم چون احساس می کنم اگه میخوام چیزهای داشته باشم که تا حال نداشتم باید انسانی باشم که تاحالا نبودم .
حق با شماست زویا جان من که دربست خودم سپردم بهش
خدارو شکر دوزاریه افتاد بالاخره
ای بابا چکار کنم خارج از چاچوب فکری نمی تونم فکر کنم


توکلاس خانم بغل دستیم دستش رنگ بنفش بود بهش گفتم دستت چرا رنگی ؟گفت: که تمشک چیدم من ساده هم باور کردم دیدم داره می خنده
با خودم گفتم مگه من باهش شوخی دارم که سر به سرم می زاره
جدی میگم اصلا به فصلش فکر نکردم
حالا شادی جان شما حرف از دوزاری می زنی