ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | ||||
4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 |
11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 |
18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 |
25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 |
به دریا می زنم! شاید به سوی ساحلی دیگر
مگر آسان نماید مشکلم را مشکلی دیگر
من از روزی که دل بستم به چشمان تو میدیدم
که چشمان تو می افتد به دنبال دلی دیگر
به هر کس دل ببندم بعد از این خود نیز میدانم
به جز اندوه دل کندن ندارد حاصلی دیگر
من از آغاز در خاک نَمی از عشق می بینم
مرا می ساختند ای کاش ، از آب و گِلی دیگر
طوافم لحظه ی دیدار چشمان تو باطل شد
من اما همچنان در فکر دور باطلی دیگر
به دنبال کسی جا مانده از پرواز می گردم
مگر بیدار سازد غافلی را ، غافلی دیگر
فاضل نظری
زیبا و با مفهوم
درسته میثاق جان مفهوم بسیار بسیار زیبایی داره
من اومدم هم معذرت خواهی کنم
از بابت اشتباه من
و هم اینکه شعر بسیار قشنگی
انتخاب کردید
زیبا بود
استاد من که ناراحت نشدم فقط شوخی بود گفتم شمارو بخندونم بابا اگه همین نگیم بخندیم که دلمون می پوسه
میخوای به اون غافلی که اخوی بنده ست بگم اون یکی غافل رو بیدار کنه ؟

نه گلم هم این اخوی شما بیدارتر ازمنه وهم اون غافلی که پیش برادر شماست عزیزم این عزیزان چون دورو برشون کیس زیاده قدرت تصمیم گیری انتخاب ندارند

عجب بدبختی نمیشه به دیگران التماس دعا بدی یک دفعه بهت ان..........می زنند
شعرایِ این شاعرو دوست دارم
به به شادی جون چی شده دسترسی بهت نداریم میثاق جان خبر تو می گیره معلوم هست کجایی من که اصلا اهل غیبت نیستم خودت واسش توضیح بده کجا بودی
آره عزیزم شعر نگرانی هم از همین شاعر بود گمونم یه قرار دادی چیزی با این شاعر ببندم بسیار زیبا شعر می گویند البته نمی دونم در قید حیات هستند یا از دست خانموشون تا حالا دق مرگش شدند ببخشید دیگه این اس ام اس های تبریک روز مرد بدجوری در ذهن ناخودآگاهم نقش بسته من موندم این خانم داداش رویا جون چه طوری واسش بال بال می زنه
سلام
عقل کجا پی برد شیوهی سودای عشق؟
باز نیابی به عقل سّر معمای عشق
عقل تو چون قطرهایست مانده ز دریا جدا
چند کند قطرهای فهم ز دریای عشق؟
خاطر خیاط عقل گر چه بسی بخیه زد
هیچ قبایی ندوخت لایق بالای عشق
گر ز خود و هر دو کون پاک تبرّا کنی
راست بود آن زمان از تو تولای عشق
ور سر مویی ز تو با تو بماند به هم
خام بود از تو خام، پختنِ سودای عشق
عشق چو کار دل است دیدهی دل باز کن
جان عزیزان نگر ،مست تماشای عشق
دوش در آمد به جان دمدمهی عشق او
گفت اگر فانیای هست تو را جای عشق
جان چو قدم در نهاد، تا که همی چشم زد
از بن و بیخش بکند قوّت و غوغای عشق
چون اثر او نماند، محو شد اجزای او
جای دل و جان گرفت جملهی اجزای عشق
هست درین بادیه جملهی جانها چو ابر
قطرهی باران او درد و دریغای عشق
تا دل عطّار یافت پرتوِ این آفتاب
گشت ز عطّار سیر، رفت به صحرای عشق
عطار
سلام
ممنون زویا جان شعر قشنگی رو انتخاب کردی خیلی خیلی قشنگ بود
آخه میدونی چیه داداشهی من از اون دسته مردهایی هستن که شادی توی وبلاگش گفته !!!!!
راست میگی والا دیشب رفتم پیش عماد پسر گل دادشتم اونجا بود الحق که خیلی مثل باباشه کلی سر به سرش گذاشتم منو ندید فکر مشتریم
من الان تو هنگ اینم اینو واسه باباش گذاشته واسه کی گذاشته 
میگم رویا جون تو میگی این متنی که شادی جون گذاشته واسه شوهرش گذاشته
شما دو تا نمیشه سرتون به کارِ خوتون باشه
عجب گـــــــرفتاری شدیمــــــــــا
واسه هرکی گذاشتم شما چیکــــــــــــــار دارین آخــــــــــــه؟؟؟
خوب بده می خواهیم به راه راست هدایتت کنیم . عزیزم یه کوچولو مرموزه
ببین تا من ورویا سر از این کار تو در نیاریم دست بردار که نیستیم خودت بگو وگرنه کارمون به تهدید واینا می رسه
هِـــــه به این آقا میثاقتون بفرمایین فکر کردی فقط خودت امتحان داری درس میخونی؟؟؟


بچه جان ما 3،4 باره تاحالا دیپلم گرفتیم
سر همش کنی دکترا هم میگذره جانم
میثاق جان این جواب واسه تو من بی طرفم کاری هم به دعوای شما ندارم
ولی فکر کنم منظور شادی جون این سه چهار تا دیپلمی که میگه با دیپلم من رویا پسرشو بقیه فک وفامیلاش حساب کرده وگرنه ما همون یکی شم ندیدیم
نمیگیری دیگه چیکارت کنم



به رویا بگو رو هوا میگیره حرفمو
بابا توهم اگه میشستی ورِ دلِ بچه هات باهاشون درس میخوندی الانه 3؛4 تا دیپلم داشتی
بَبَم جان درگیرِ امتحاناتِ این وروووووجکم
تو مگه نمی دونی من IQ پایینهچکار کنم
می گیرم یه سال دیگه بعدی شو می گیرم
ودوسال دیگه یه دیپلم
وتقریبا 12 سال دیگه هم دیپلم جدید طرح توصیفی آموزش پرورش رو می گیرم پس اینقدر کلاس نیا که دیپلم داری مال من از دکترا هم بیشتر شد
کشتین منو شما با این امتحا نات بچه هاتون
اگه اینطوری باشه که تو می گی پس من آخر همین ماه یه لیسانس دیگه